تبلیغات
قلمرو یک دختر ایرانی - مطالب ابر جالب

بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه می نگری


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:شنبه 1 اسفند 1394-09:40 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

نبایداشک بریزی..


وقتی نیست نبایداشک بریزی..

بایدبگذاری بغض ها روی هم جمع شوند وجمع شوند..

همین ها تورا میسازد…

سنگت میکند درست مثل خودش…

باید یادت باشد حالا که نیست اشکهایت را ندهی هرکسی پاک


کند… میدانی؟

آخر هرکسی لیاقت تو و اشکهایت را ندارد…



نظرات() 
نوع مطلب : عاشقانه 

تاریخ:پنجشنبه 22 بهمن 1394-07:44 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

مراحل مرتب کردن خانه


مراحل تمیز کردن خانه,اصول تمیز کردن خانه


با چند گام ساده به راحتی خانه شلوغتان را مرتب کنید



در این مقاله با چند گام ساده به شما یاد می دهیم به راحتی خانه ی شلوغتان را مرتب کنید.


 


مرتب کردن خانه,نحوه مرتب کردن خانه


برای مرتب کردن خانه هدفی کلی را تعیین کنید



یک هدف کلی برای خود تعیین کنید
هدف مهم است زیرا به ما کمک می‌کند در ذهنمان نسبت به چیزی که می‌خواهیم به آن برسیم یک ذهنیت داشته باشیم. هدف شما از مرتب سازی شخصی است اما می‌تواند مثلاً پیدا کردن راحت‌تر وسایل و یا زیباتر دیده شدن فضا باشد.


مراحل مرتب کردن خانه,آشنایی با نحوه مرتب کردن خانه


شما برای مرتب کردن خانه به چهار کارتن نیاز دارید



ابزار کار را آماده کنید
وسایل لازم شما برای مرتب کردن اتاق ساده است. شما نیاز به چهار کارتن دارید. گروه‌بندی این کارتن‌ها باید چهار دسته‌ی زیر باشد:



دورریختنی
فروش. بخشیدن به کسی
نگهداری
جمع کردن


نحوه مرتب سازی خانه,راههای تمیز کردن خانه


ابتدا یک اتاق را برای مرتب کردن انتخاب کنبد



یک اتاق را انتخاب کنید
حالا وقت آن رسیده که اتاقی را برای مرتب کردن انتخاب کنید. شما خودتان را بهتر از هر فرد دیگری می‌شناسید. اگر انگیزه و انرژی زیادی دارید بزرگترین اتاق را برای شروع انتخاب کنید. شاید مجبور شوید مرتب کردن آن را به چند بخش کوچکتر تقسیم کنید. کار خود را به چندین پروژه‌ی کوچکتر تقسیم کرده و سعی کنید چند مورد از آن ها را امروز تمام کنید.


اصول تمیز کردن خانه,روش های تمیز کردن خانه


برای مرتب کردن هر اتاق زمانی را برنامه ریزی کنید



برنامه‌ی زمانی قرار دهید
یافتن زمان کار سختی است. همه‌ی ما مشغله‌ی زیادی داریم. زمانی که می‌خواهید زمانی برای مرتب کردن اتاق خود بگذارید باید برنامه‌ی خود را برداشته و زمانی را برای کارتان در نظر بگیرید. مثلاً داشتن بچه‌ی کوچک باعث می‌شود زمان مرتب کردن خانه را وقتی بگذارید که او خوابیده است. و یا بین کارهای خود 15 دقیقه روزانه وقت آزاد پیدا کنید تا به این کار اختصاص دهید.


نحوه مرتب کردن خانه,مراحل تمیز کردن خانه


اتاق را مرتب کنید مرتب کردن یعنی قرار دادن وسایل در چهار جعبه‌ای که آماده کرده بودید



اتاق را مرتب کنید
مرتب کردن یعنی قرار دادن وسایل در چهار جعبه‌ای که آماده کرده بودید. "دورریختنی ها" گروهی از وسایل هستند که دیگر موردنیاز شما نمی‌باشند. "فروشی/اهدایی" وسایلی‌اند که ارزش نگهداری دارند اما نه در خانه‌ی شما. این‌ها شامل وسایلی هستند که می‌خواهید به دیگران اهدا کنید. گروه سوم "نگهداری" است. این گروه به وسایلی اختصاص دارد که گاه ممکن است مورد استفاده‌ی شما قرار گیرد. آخرین گروه وسایلی است که در خانه‌ی شما جای خاصی دارند و اغلب مورد استفاده‌اند.


تمیز کردن خانه, مراحل مرتب کردن خانه


وسایلی که در جعبه‌ها ریخته‌اید باید قبل از آنکه نظرتان تغییر کند مرتب شوند



وسایل مانده را مرتب کنید
وسایلی که در جعبه‌ها ریخته‌اید باید قبل از آنکه نظرتان تغییر کند مرتب شوند. تصمیم اول شما اغلب بهترین تصمیم است. زباله‌ها را برداشته و بیرون بگذارید. وسایلی که می‌خواهید به دیگران بدهید را به دست آن‌ها رسانده یا در جای مناسبی قرار دهید. وسایلی که می‌خواهید جمع کنید را جعبه کرده و کنار بگذارید. وسایل دکوری و آن‌هایی که می‌خواهید در دسترس داشته باشید را در جای خود قرار دهید.


آشنایی با نحوه مرتب کردن خانه,نحوه مرتب سازی خانه


پس از مرتب شدن اتاق کمی نشسته و از دیدن اتاقی که مرتب کرده‌اید لذت ببرید



موفقیت خود را ببینید
پس از مرتب شدن اتاق از آن عکس بگیرید. می‌توانید آن را برای دوستان خود بفرستید. کمی نشسته و از دیدن اتاقی که مرتب کرده‌اید لذت ببرید.


 


نحوه مرتب سازی خانه,نحوه مرتب کردن خانه


پس از دیدن موفقیت خود انرژی گرفته‌اید، حالا وقت آن رسیده که به اتاق بعدی بروید



دوباره شروع کنید
پس از دیدن موفقیت خود انرژی گرفته‌اید. حالا وقت آن رسیده که به اتاق بعدی بروید. از مهارت‌هایی که در زمان مرتب کردن اتاق قبل یاد گرفته‌اید استفاده کنید. همان مراحل بالا را دنبال کنید. این کار را تا زمانی ادامه دهید که به هدف خود رسیده و خانه‌ی شما کاملاً مرتب‌شده باشد.


 


منبع : wiki.5040.ir



نظرات() 
نوع مطلب : دکوراسیون 

تاریخ:دوشنبه 10 فروردین 1394-04:48 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

تذکر جدی به عیدی بگیران ؛)

تذکر جدی به عیدی بگیران

عیدی خود را در جیب خود نگه دارید !

ما هنوز سر اون عیدی هایی که ازمون میگرفتن

و میرفتن واسم حساب بانکی باز میکردن، اما هیچ وقت ندیدمشون

با خانوادمون درگیرم !



نظرات() 
نوع مطلب : طنز 

تاریخ:یکشنبه 9 فروردین 1394-01:53 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

اطلاعیه

اطلاعیه :

اونقدر که آیفون تصویری در ایام عید کارائی داره

تلویزیون و ماهواره و غیره کارائی نداره

جهت یاد آوری گفتم !

مهمان حبیب خداست !



نظرات() 
نوع مطلب : جملات طنز 

تاریخ:یکشنبه 19 بهمن 1393-05:57 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

چقدر دلم میخواهد نامه بنویسم

  

چقدر دلم میخواهد نامه بنویسم

تمبر و پاکت هم هست

و یک عالمه حرف

کاش کسی جایی منتظرم بود …



نظرات() 
نوع مطلب : جک و انواع اس ام اس 

تاریخ:شنبه 11 بهمن 1393-09:38 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

جملات زیبا

در روی زمین به تکبر راه مرو که نمی توانی زمین را بشکافی و هرگز قامتت به بلندای کوهها نمی رسد.

 اسراء آیه ۳۷

ای فرزند آدم ! اندوه روز نیامده را بر امروزت میفزا، زیرا اگر روز نرسیده، از عمر تو باشد خدا روزی تو را خواهد رساند.

حضرت علی(ع)

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

امام حسین(ع)

یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.

پروفسور حسابی

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

کوروش کبیر

ساعتها را بگذارید بخوابند ، بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست .

دکتر علی شریعتی

هیچ دعائی بالاترازاین نیست که خدا ما را از خودش دور نکندوهیچ دردی هم بالاترازدردهجران نیست .

الهی قمشه ای

من در تولد خود نقشی نداشتم و در مرگ خود نیز نقشی ندارم ، نقش من فقط در زندگی من است.

گوته

برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزاند.

ویلیام شکسپیر

انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد.
چارلی چاپلین
مرد بی شهامت كسی است كه در جایی كه باید اعتراف كند، خاموش بنشیند.
آبراهام لینكلن


نظرات() 

تاریخ:جمعه 10 بهمن 1393-09:35 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

خدا به این جسارت تو نمی خندد ؛ اخم میکند.

 

هرگز به آدم ها نخند !!

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !

به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !

به دستان پدرت...

به جارو کردن مادرت...

به راننده ی چاق اتوبوس...

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...

به راننده ی آژانسی که چرت می زند...

به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...

به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...

به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...

به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...

نخند ...

نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...

که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:

آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.

آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...

بار می برند...

بی خوابی می کشند...

کهنه می پوشند...

جار می زنند...

سرما و گرما را تحمل می کنند...

و گاهی خجالت هم می کشند

خیلی ساده ... نخند دوست من!!!

هرگز به آدم ها نخند

خدا به این جسارت تو نمی خندد ؛ اخم میکند.



نظرات() 
نوع مطلب : آموزنده  داستانک 

تاریخ:چهارشنبه 8 بهمن 1393-09:30 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

یه ترکه...

یه روز یه ترکـــه میره جبهه

بعد از یه مدت فرمانده میشه

یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش

جواب میده کدوم داداشم؟

اینجا همه داداش من هستن

اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد

شهید مهدی باکری



نظرات() 
نوع مطلب : شهدا 

تاریخ:سه شنبه 7 بهمن 1393-09:41 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

حسین پناهی

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ
...
این بود زندگی

حسین پناهی



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 10 دی 1393-07:34 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

پسرم بلند شو ، وقت رفتن به مدرسه است !

صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت . مادر : پسرم بلند شو ، وقت رفتن به مدرسه است !
پسر : اما چرا مامان ؟ من نمی خوام برم مدرسه!
مادر : دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه !
پسر : یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد ! دوما همه معلم ها از من بدشون می یاد !
مادر : اُه خدای من ! این که دلیل نمی شه ! زود باش تو باید بری به مدرسه !
پسر : مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه ؟
مادر : یک تو الآن پنجاه و دو سالته ! دوما اینکه تو مدیر مدرسه هستی ! :lol:


نظرات() 
نوع مطلب : جک و انواع اس ام اس 

تاریخ:چهارشنبه 10 دی 1393-07:19 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

تو که حرف نداری . . . !!!

داشتم با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه . . .

اتفاقا” دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف

یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا . . .

با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه . . .

گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد . . .

تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی . . .

اینجا نوشته چهار حرفی . . .

ولی تو که حرف نداری . . . !!!

 



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 10 دی 1393-06:41 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

سرتو بالا بگیر مرد!


سرتو بالا بگیر مرد!


نظرات() 
نوع مطلب : آموزنده  شهدا 

تاریخ:چهارشنبه 10 دی 1393-06:35 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

خانواده


خانواده


نظرات() 

تاریخ:شنبه 29 آذر 1393-07:25 ق.ظ

نویسنده :sheyda @

فروشگاه شوهر فروشی

یک فروشگاه شوهر فروشی در نیویورک باز شده بود که خانومها میتوانستند به آنجا بروند و برای خود شوهری انتخاب کنند
در تابلوی ورودی فروشگاه نوشته شده بود:
شما در طول عمرتان فقط یکبار میتوانید از اینجا دیدن کنید اینجا ۴ طبقه است
شما میتوانید فقط یک محصول از یکی از طبقات را انتخاب کنید و نمیتوانید به طبقات پایین برگردید

خانومی وارد فروشگاه شد و به طبقه اول رفت

تابلو طبقه اول :
این مردان شغل ثابت دارند
بچه دوست و خوش قیافه اند

بنظرش جالب می آید ولی تصمیم میگیرد به طبقه ۲ برود

تابلو طبقه ۲ :
این مردان شغل ثابت دارند دوستدار بچه و خوش قیافه و خوش تیپ هستند
و به کارهای خانه علاقه مندند

ولی اون خانوم باز هم تصمیم میگیرد به طبقه بالاتر برود
وارد طبقه ۳ میشود

تابلو طبقه ۳ :
این مردان شغل ثابت دارند
خوش بر و رو و دوستدار بچه و پولدارند
علاقمند به کارهای خانه و رومانتیک اند 

زن دیگر نمیتوانست خودش را کنترل کند
ولی تصمیم میگیرد به طبقه ۴ برود
تابلو طبقه ۴ :
اینجا هیچ مردی وجود ندارد این طبقه فقط برای این است که ثابت کنیم زنها را به هیچ وجه نمیتوان راضی نمود
از بازدیدتان از فروشگاه شوهر سپاسگذاریم


نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 20 آذر 1393-09:57 ق.ظ

نویسنده :sheyda @

درسهای بزرگ زندگی که می توان از مورچه ها آموخت

مثبت اندیش, زندگی مورچه ها

همه ما سعی می کنیم که از افراد بزرگ درس زندگی بگیریم و دوست داریم رمز و راز موفقیت آنها را بدانیم. اما فراموش می کنیم که گاهی بزرگترین درس های زندگی از کوچکترین موجودات کنار ما گرفته می شوند.

 

مثلاً مورچه ها را در نظر بگیرید. آیا باور می کنید که این موجودات کوچک می توانند به ما یاد بدهند که چطور باید زندگی بهتری داشته باشیم؟

از رفتار مورچه ها می توانیم چهار درس مهم بگیریم که به ما برای داشتن زندگی بهتر کمک می کنند.

 

مثبت اندیش, زندگی مورچه ها

 

1. مورچه ها هیچوقت تسلیم نمی شوند. آیا متوجه شده اید که چطور مورچه ها همیشه به دنبال راهی برای رد شدن از موانع هستند؟ انگشتتان را در راه یک مورچه قرار دهید و آن را دنبال او بکشانید، یا حتی روی او. مدام به دنبال راهی برای عبور از انگشت شما خواهد بود. هیچوقت یکجا نمی ایستد و گیج نمی ماند. هیچوقت دست از تلاش بر نمی دارد و عقب نمی کشد.
همه ما باید یاد بگیریم که اینچنین باشیم. همیشه موانعی در زندگی ما وجود دارد. چالش این است که دست از تلاش برنداریم و به دنبال راه های جایگزین برای رسیدن به اهدافمان باشیم.

 

مثبت اندیش, زندگی مورچه ها

 

2. مورچه ها همه تابستان به فکر زمستان هستند. داستان قدیمی گنجشک و مورچه را یادتان هست؟ در اواسط تابستان، مورچه ها به شدت مشغول جمع کردن آذوقه برای زمستان خود هستند—درحالیکه گنجشک برای خود خوش می گذراند. مورچه ها می دانند که تابستان—اوقات خوش—برای همیشه نمی ماند. بالاخره زمستان می آید. این درس خیلی خوبی است. وقتی زندگی خوب می شود، نباید مغرور شوید و تصور کنید که هیچوقت زندگیتان با شکست روبه رو نخواهد شد. با دیگران با ملاطفت و مهربانی رفتار کنید. برای روزهای سخت پس انداز کنید و به فکر آینده باشید. و یادتان باشد که اوقات خوب همیشه نیستند اما انسان های خوب همیشه هستند.

 

مثبت اندیش, زندگی مورچه ها

 

3. مورچه ها همه زمستان به فکر تابستان هستند. وقتی با سرمای طاقت فرسای زمستان مواجه می شوند، همیشه به خودشان یادآور می شوند که این همیشگی نخواهد بود و بالاخره تابستان فرا می رسد. و با اولین اشعه های خورشید تابستان، مورچه ها بیرون می آیند و آماده کار و تلاش و تفریح هستند. وقتی ناراحت و افسرده هستید و وقتی تصور می کنید مشکلات تمامی ندارند، خوب است که به خودتان یادآور شوید که این نیز می گذرد. اوقات خوش فرا می رسد و خیلی مهم است که همیشه رویکردی مثبت به زندگی داشته باشید.

 

مثبت اندیش, زندگی مورچه ها

 

4. مورچه ها هرچه از توانشان برمی آید را انجام می دهند. مورچه ها چه مقدار غذا در تابستان جمع می کنند؟ هرچقدر که بتوانند! این الگوی خیلی خوبی برای کار است. هرچه که از دستتان برمی آید را انجام دهید. یک مورچه نگران این نیست که مورچه دیگر چقدر غذا جمع کرده است. عقب نمی کشد و به این فکر نمی کند که چرا باید اینقدر سخت تلاش کند. از حقوق کم خود هم شکایت نمی کند. آنها فقط سهمشان را از کار انجام می دهند. موفقیت و خوشبختی معمولاً درنتیجه 100% به دست می آید—یعنی همه آنچه که در توان دارید را به کار گیرید. اگر به اطرافتان نگاه کنید، افراد موفقی را می بینید که با هرچه در توانشان هست زحمت می کشند.

 

پس:
1) عقب نکشید.
2) به فکر آینده باشید.
3) مثبت اندیش باشید.
4) تا منتهای توان خود تلاش کنید.

 

و یک درس دیگر هم هست که می توانید از مورچه ها یاد بگیرید. آیا می دانستید که مورچه ها می توانند شیئی با 20 برابر وزن خود حمل کنند؟ شاید ما هم همینطور باشیم. ما می توانیم سختی ها را به دوش بکشیم و حجم کارهای سخت و زیاد را مدیریت کنیم. دفعه بعد که چیزی موجب ناراحتیتان شد و تصور کردید که قادر به تحمل آن نیستید، دلسرد نشوید. به آن مورچه کوچک فکر کنید و یادتان باشد که شما هم می توانید وزن بیشتری را به دوش بکشید!
منبع:kocholo.org



نظرات() 
نوع مطلب : آموزنده 



  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3