تبلیغات
قلمرو یک دختر ایرانی - مطالب انتظار

بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه می نگری


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:چهارشنبه 30 مرداد 1392-03:12 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

هنوز چشم انتظارم

هنوز چشم انتظارم

 شبی غمگین  شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

 اگر چه تا ته دنیا صدا کرد ..



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 30 مرداد 1392-02:31 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

تنهایی

تنهایی

 

كاش میشد هیچ کس تنها نبود

کاش میشد دیدنت رویا نبود


گفته بودی با تو می مانم ولی


رفتی و گفتی که اینجا جا نبود


سالیان سال تنها مانده ام


شاید این رفتن سزای من نبود



من دعا کردم برای بازگشت

دست های تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا میرسی


کاش روز دیدنت فردا نبود



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 30 مرداد 1392-02:29 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

عشق

 

همه اش از پشت

شیشه تورو می دید یواشکی

لحظه هارو می شمرد تا که دوباره رد بشی

رد بشی با این نگاهت دل و آسون بکشی

انتظار می کشیدم صدای پات و بشنوم

منتظر بودم بیای و عکست و بازم بکشم

دست و پام و گم می کردم بند می یومد زبونم

از خدا خواستم خراب شه آسمونم

تو از این دنیا برم دل بکنم

آخه اونی که من و تنها گذاشت

قدر این عشق و تو این دنیا نداشت

ای خدااااا اون من و پشت سر گذاشت

عشق شیشه ای آره فایدا نداشت

هروقت که می خواستم بگم تویی وجود من

یه روزی جرات دادم به این دلم

بیام و بهت بگم دوستت دارم

اما تا اومدم پشت پنجره

دستات و دیدم توی دست دیگه

چشم انتظراری بسه دیگه

بی قراری فهمیدم بسه دیگه



نظرات()