تبلیغات
قلمرو یک دختر ایرانی - مطالب جملات امیدواری

بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه می نگری


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:پنجشنبه 22 اسفند 1392-04:52 ب.ظ

نویسنده :sara a

زندگی زیبا

آدمیان به لبخندی که بر لب ها می نشانند و

به احساس خوبی که بر جا می نهند و

به دردی که از یکدیگر می کاهند می ارزند

مابودنشان رامیخواهیم چون

بودنشان زمین رازیباترمی کند !!!





نظرات() 

تاریخ:جمعه 16 اسفند 1392-03:55 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

خدایا

خدایا من در کلبه کوچک خود چیزی دارم

که تو در عرش کبرییایی خود نداری


 من تویی دارم و تو چون خودی نداری




نظرات() 

تاریخ:جمعه 16 اسفند 1392-03:55 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

امید بخش

آنچه را محکوم می کنی از دست می دهی و هر چه را باور کنی به دست می آوری

-هر وقت در سخت ترین شرایط زندگی گیر کردی فقط بگو:خدایا باید چه درسی از این وقایع بگیرم

-نیروی کسی که به چیزی معتقد است برابر است با نیروی 99 نفر که به آن علاقه مندند

-اگه یه روز به یک در بزرگ رسیدی که یه قفل بزرگ داشت نترس و ناامید نشو چون اگه قرار بود قفل باز نشه جای در دیوار بود

-هر چه بیشتر تلاش کنی شانس بشتری برای موفقیت داری

-لطف خدابیشتر از جرم ماست



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 30 مرداد 1392-03:00 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

عشق چیست

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی؟و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشتترین، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد پاسخ داد: عشق یعنی همین
شاگرد پرسید؟ پس ازدواج چیست؟
استاد گفت: این بار به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور و به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
استاد پرسید؛ آیا به راستی این بلندترین درخت است؟

شاگرد پاسخ داد: اولین درخت بلندی که دیدم انتخاب کردم ترسیدم بلندتر از آن پیدا نکنم و دست خالی برگردم.                           

استاد پاسخ داد: ازدواج یعنی همین  ........

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

سلامتی پسری كه وقتی 10 سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...
وقتی 20 سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...
وقتی 30 سالش شد باباش زد تو گوشش...، زد زیر گریه...،باباش پرسید چرا گریه می كنی پسر؟

گفت آخه اون موقع ها دستت نمی لرزید....



نظرات()