تبلیغات
قلمرو یک دختر ایرانی - مطالب ابیات عاشقانه

بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه می نگری


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:چهارشنبه 11 تیر 1393-08:18 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

گفته بودی



گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هــم نزنم تا کـه ز دستم نرود

ناز چشم تو به قـدر مژه بر هم زدنی




نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 11 تیر 1393-07:53 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

راست بگو...

جز من اگرت عاشق و شیداست بگو

ور میل دلت به جانب ماست بگو

ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو

گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو...!



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 27 آذر 1392-11:10 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

بدون شرح...


 



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 18 مهر 1392-09:49 ب.ظ

نویسنده :REZA_ZDR

آدمها..

آدمـــ ها هـــرگـز کســانی را کــــــــــــه 

دوســت دارنــــد فـراموشـــــ نمی کُنـــــــند 

فقــــــط عادت می کُـــــنــند کــــــــــه دیـــــگــر 

کِــــــنارشــــان نـــــباشـــــند !.........



نظرات() 
نوع مطلب : ابیات عاشقانه 

تاریخ:دوشنبه 1 مهر 1392-06:05 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

چند رباعی عاشقانه و متفاوت : من عاشق کاکتوس بودم یک عمر!

چند رباعی عاشقانه و متفاوت : من عاشق کاکتوس بودم یک عمر!

من چسب زدم به تار و پودم یک عمر
خون‌مرده و زخمی و کبودم یک عمر
حالا که نگاه می‌کنم،‌ می‌بینم:
من عاشق کاکتوس بودم یک عمر

*****

پیراهن خالی تو بر جارختی
عطری که پریده از تن روتختی
سالی که بد است از زمستان پیداست
آغاز هزار و سیصد و بدبختی

*****

یک عمر دویده‌ام؛ چه می‌فهمی تو؟
هرگز نرسیده‌ام؛ چه می‌فهمی تو؟
تو خواه سیاه باش، تو خواه سفید
من مارگزیده‌ام؛‌ چه می‌فهمی تو؟

*****

از من رگ و از تو تیغ؛ یادت باشد
زخمی که زدی، رفیق، یادت باشد
حالا که خودت خواسته‌ای حرفی نیست
این ثانیه را دقیق یادت باشد



نظرات() 

تاریخ:جمعه 24 خرداد 1392-06:09 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

عشق

همه اش از پشت


شیشه تورو می دید یواشکی


لحظه هارو می شمرد تا که دوباره رد بشی


رد بشی با این نگاهت دل و آسون بکشی


انتظار می کشیدم صدای پات و بشنوم


منتظر بودم بیای و عکست و بازم بکشم


دست و پام و گم می کردم بند می یومد زبونم


از خدا خواستم خراب شه آسمونم


تو از این دنیا برم دل بکنم


آخه اونی که من و تنها گذاشت


قدر این عشق و تو این دنیا نداشت


ای خدااااا اون من و پشت سر گذاشت


عشق شیشه ای آره فایدا نداشت


هروقت که می خواستم بگم تویی وجود من


یه روزی جرات دادم به این دلم


بیام و بهت بگم دوستت دارم


اما تا اومدم پشت پنجره


دستات و دیدم توی دست دیگه


چشم انتظراری بسه دیگه


بی قراری فهمیدم بسه دیگه



نظرات() 

تاریخ:جمعه 24 خرداد 1392-06:07 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

عشق یعنی

عشق یعنی یك سلام و یك درود

عشق
یعنی درد و محنت در درون

عشق
یعنی یك تبلور یك سرود

عشق
یعنی قطره و دریا شدن

عشق
یعنی یك شقایق غرق خون

عشق
یعنی زاهد اما بت پرست

عشق
یعنی همچو من شیدا شدن

عشق
یعنی همچو یوسف قعر چاه

عشق
یعنی بیستون كندن بدست

عشق
یعنی آب بر آذر زدن

عشق
یعنی چون محمد پا به راه

عشق
یعنی عالمی راز و نیاز

عشق
یعنی با پرستو پرزدن

عشق
یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق
یعنی یك تیمم یك نماز

عشق
یعنی سر به دار آویختن

عشق
یعنی اشك حسرت ریختن

عشق
یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق
یعنی سجده ها با چشم تر

عشق
یعنی مستی و دیوانگى

عشق
یعنی خون لاله بر چمن

عشق
یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق
یعنی آتشی افروخته

عشق
یعنی با گلی گفتن سخن

عشق
یعنی معنی رنگین كمان

عشق
یعنی شاعری دلسوخته

عشق
یعنی قطره و دریا شدن

عشق
یعنی سوز نی آه شبان

عشق
یعنی لحظه های التهاب

عشق
یعنی لحطه های ناب ناب

عشق
یعنی دیده بر در دوختن

عشق
یعنی در فراقش سوختن

عشق
یعنی انتظار و انتظار

عشق
یعنی هر چه بینی عكس یار

عشق
یعنی سوختن یا ساختن

عشق
یعنی زندگی را باختن

عشق
یعنی در جهان رسوا شدن

عشق
یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی با جهان بیگانگى



نظرات() 

تاریخ:جمعه 24 خرداد 1392-06:01 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

خوش خیال


چه خوش خیال بودم….
که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم…….
به حبس ابد!!
به یکباره جا خوردم…..
وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد….
……
هی
تو….
آزادی!….
و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد…..!!!

نظرات()