تبلیغات
قلمرو یک دختر ایرانی - گفتگوى ماهى و سلیمان(خدا را باور داریم)

بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه می نگری


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:دوشنبه 11 اسفند 1393-10:56 ب.ظ

نویسنده :sheyda @

گفتگوى ماهى و سلیمان(خدا را باور داریم)

 روزى یكى از حیوانات دریائى سر از آب بیرون آورده عرض كرد اى سلیمان، امروز مرا ضیافت و مهمان كن، سلیمان امر كرد آذوقه یك ماه لشكرش را لب دریا جمع كردند تا آنكه مثل كوهى شد، پس تمام آنها را به آن حیوان دادند، تمام را بلعید و گفت:
بقیه قوت من چه شد، این مقدارى از غذاهاى هر روز من بود.
سلیمان تعجب كرد، فرمود:آیا مثل تو دیگر جانورى در دریا هست،

آن ماهى گفت:هزار گروه مثل من هستند،

پس هر كسى كه روى حقیقت توكل بر خدا پیدا كرد،

خداونداز جایى كه گمان ندارد اسباب روزى او را فراهم مى كند.

خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست

برگرفته از :ghadeer.org



نظرات() 
سه شنبه 12 اسفند 1393 03:35 ب.ظ
یادمــــــــــ رفتـــــ تو Cm قبلے مشخاصتــــــــــمو
پاسخ sheyda @ : بازم مشخصاتتو ننوشتی حالا از کجا بفهمم کیستی؟
سه شنبه 12 اسفند 1393 03:33 ب.ظ
سلامــــــــــ آجـــــے ببخشــــــــــن اگہ کـــــم بہت سر مےزنــــــــــم زیاد نــــــــــت نمیامــــــــــ ツ
وبــــــــــت بیــــــــــlikeــــــــــگ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر